مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی، تأمین مالی جمعی را یکی از ابزارهای مؤثر برای تأمین منابع مورد نیاز بازسازی پس از جنگ معرفی کرده است؛ ابزاری که میتواند با جذب سرمایههای خرد مردم، بخشی از هزینه پروژهها را بدون خلق نقدینگی جدید تأمین کند.
به گزارش کرادنیوز به نقل از دنیای اقتصاد، تأمین مالی بازسازی پس از جنگ یکی از پیچیدهترین چالشهای سیاستگذاری اقتصادی در کشورهای درگیر جنگ است. دولتها در چنین شرایطی باید میان سرعت اجرای پروژههای بازسازی و جلوگیری از افزایش نقدینگی و تشدید تورم، تعادل برقرار کنند.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، اتکای گسترده به منابع بانکی ممکن است در کوتاهمدت نقدینگی مورد نیاز پروژهها را فراهم کند، اما در بلندمدت میتواند به افزایش حجم پول و تشدید فشارهای تورمی منجر شود.
در این میان، تأمین مالی جمعی یا کرادفاندینگ بهعنوان یکی از گزینههای تأمین مالی غیرتورمی مطرح شده است. این ابزار میتواند سرمایههای خرد مردم را جمعآوری کرده و به سمت پروژههای تولیدی، عمرانی و خدماتی هدایت کند؛ بدون آنکه الزاماً به خلق پول جدید در شبکه بانکی منجر شود.
رشد سریع تأمین مالی جمعی در ایران
تأمین مالی جمعی در سالهای اخیر به یکی از بخشهای رو به رشد بازار مالی ایران تبدیل شده است.
حجم منابع جذبشده از طریق این ابزار که در سال ۱۴۰۰ کمتر از ۹۰ میلیارد تومان بود، در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۱۷ هزار میلیارد تومان رسید. همچنین نزدیک به ۹۰۰ طرح از طریق سکوهای تأمین مالی جمعی، منابع مورد نیاز خود را جذب کردهاند.
این رشد نشان میدهد سرمایهگذاران خرد و فعالان اقتصادی بهتدریج اعتماد بیشتری به تأمین مالی جمعی پیدا کردهاند.
بر اساس آمار ارائهشده در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ نکول طرحهای تأمین مالی جمعی حدود ۲.۵ درصد بوده است. این میزان از منظر مدیریت ریسک، عملکرد قابل قبولی محسوب میشود و از ظرفیت توسعه بیشتر این بازار حکایت دارد.
تأمین مالی جمعی چگونه عمل میکند؟
منطق اصلی تأمین مالی جمعی بر تجمیع سرمایههای خرد استوار است. در این روش، بهجای آنکه یک بانک، نهاد مالی یا سرمایهگذار بزرگ تمام منابع مورد نیاز یک پروژه را تأمین کند، تعداد زیادی از افراد با مبالغ کوچکتر در تأمین مالی آن مشارکت میکنند.
این منابع از طریق سکوهای تأمین مالی جمعی جمعآوری شده و در چارچوب ضوابط مشخص به طرحهای پذیرفتهشده اختصاص پیدا میکند.
یکی از ویژگیهای مهم این سازوکار، شفافیت اطلاعاتی است. سرمایهگذاران میتوانند اطلاعات مربوط به طرح، میزان منابع جذبشده، نحوه مصرف وجوه، زمانبندی اجرا و وضعیت پیشرفت پروژه را بررسی کنند.
انتشار مستمر اطلاعات میتواند اعتماد عمومی را افزایش داده و زمینه مشارکت گستردهتر سرمایهگذاران را فراهم کند.
چهار مدل اصلی تأمین مالی جمعی
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس چهار مدل اصلی برای تأمین مالی جمعی معرفی کرده است که هرکدام کاربرد و ساختار متفاوتی دارند.
تأمین مالی مبتنی بر سهام
در مدل تأمین مالی مبتنی بر سهام، سرمایهگذار در ازای پرداخت منابع مالی، بخشی از مالکیت شرکت یا کسبوکار را در اختیار میگیرد.
این روش در بسیاری از کشورهای جهان مورد استفاده قرار میگیرد، اما هنوز در بازار تأمین مالی جمعی ایران بهصورت عملیاتی توسعه پیدا نکرده است.
تأمین مالی مبتنی بر مشارکت
مدل مبتنی بر مشارکت، رایجترین شکل تأمین مالی جمعی در بازار ایران است. در این روش، سرمایهگذاران منابع خود را برای اجرای یک طرح اقتصادی در اختیار سرمایهپذیر قرار میدهند و در بازده حاصل از اجرای طرح مشارکت میکنند.
این مدل معمولاً برای شرکتها و پروژههایی مناسب است که جریان درآمدی مشخص دارند و میتوانند تعهدات مالی خود را در زمان تعیینشده انجام دهند.
دسترسی سریعتر به منابع، فرایند سادهتر نسبت به برخی روشهای سنتی و امکان جذب سرمایه از تعداد زیادی سرمایهگذار، از مهمترین دلایل رشد این مدل در ایران محسوب میشود.
تأمین مالی مبتنی بر پاداش
در مدل مبتنی بر پاداش، مشارکتکنندگان در ازای حمایت مالی از یک پروژه، محصول، خدمت یا امتیاز مشخصی دریافت میکنند.
این مدل بیشتر برای پروژههای فرهنگی، هنری، گردشگری، پژوهشی و برخی طرحهای عمومی کاربرد دارد. پروژههایی که ممکن است بازده مالی مستقیمی نداشته باشند، اما امکان ارائه محصول یا مزیتی مشخص به حامیان آنها وجود دارد.
تأمین مالی مبتنی بر نیکوکاری
در تأمین مالی مبتنی بر نیکوکاری یا اهدا، افراد بدون انتظار دریافت سود یا پاداش مالی، در تأمین منابع یک هدف عمومی یا اجتماعی مشارکت میکنند.
تجربه انتشار نمادهای «کرونا ۱» و «کرونا ۲» در دوران همهگیری کرونا، نمونهای از اجرای این مدل در ایران بود که منابع جمعآوریشده آن در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفت.
کاربرد کرادفاندینگ در پروژههای بازسازی
هرکدام از مدلهای تأمین مالی جمعی میتوانند در بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ نقش متفاوتی داشته باشند.
شرکتهای تولیدی، واحدهای صنعتی، بنگاههای بازرگانی و پروژههای عمرانی دارای جریان نقدی میتوانند از مدلهای انتفاعی تأمین مالی جمعی استفاده کنند.
در مقابل، مدارس، بیمارستانها، دانشگاهها، موزهها، مراکز فرهنگی، پژوهشگاهها، اماکن مذهبی، بناهای تاریخی، مجتمعهای ورزشی، پلها و زیرساختهای عمومی که بازده اقتصادی مستقیمی ندارند، میتوانند از مدلهای مبتنی بر پاداش یا نیکوکاری بهره ببرند.
به این ترتیب، نوع تأمین مالی متناسب با ماهیت، ظرفیت درآمدزایی و اهداف هر پروژه انتخاب میشود و طیف گستردهتری از پروژههای آسیبدیده میتوانند از مشارکت عمومی استفاده کنند.
محدودیت تأمین مالی طرحهای بزرگ
تأمین مالی جمعی برای تمام پروژههای بازسازی مناسب نیست.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، سقف فعلی جذب منابع برای هر طرح تأمین مالی جمعی ۱۰۰ میلیارد تومان تعیین شده است. به همین دلیل، این ابزار بیشتر برای طرحهای کوچک و متوسط کاربرد دارد.
پروژههای بزرگ ملی و خسارتهای گسترده همچنان به منابع بودجهای، انتشار اوراق، تسهیلات بانکی یا سایر ابزارهای مالی نیاز خواهند داشت.
با این حال، تجمیع تعداد زیادی از پروژههای کوچک و متوسط در سکوهای مختلف میتواند در مجموع منابع قابلتوجهی را برای بازسازی بخشهای مختلف اقتصاد فراهم کند.
پیشنهاد توسعه تأمین مالی جمعی ارزی
یکی از پیشنهادهای مهم مطرحشده در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، توسعه تأمین مالی جمعی ارزی است.
بررسیها نشان میدهد بخشی از منابع ارزی خرد در اختیار خانوارها و ایرانیان خارج از کشور قرار دارد. این منابع میتواند بهجای ورود به بازارهای غیرمولد، به سمت پروژههای تولیدی و بازسازی هدایت شود.
برای اجرای این مدل پیشنهاد شده است امکان جذب سرمایه ارزی از طریق سکوهای تأمین مالی جمعی فراهم شود و اصل سرمایه و بازده آن نیز با همان ارز اولیه پرداخت شود؛ مگر آنکه سرمایهگذار با دریافت معادل ریالی موافقت کند.
تأمین مالی جمعی ارزی میتواند بخشی از نیاز ارزی شرکتها و پروژههای تولیدی را تأمین کرده و فشار تقاضا بر بازار ارز را کاهش دهد.
اجرای این سازوکار نیازمند رعایت قوانین مبارزه با پولشویی، احراز منشأ منابع ارزی، شناسایی سرمایهگذاران و تدوین چارچوبهای حقوقی و نظارتی مشخص است.
تقویت مشارکت عمومی در بازسازی
تأمین مالی جمعی فقط یک ابزار اقتصادی نیست و میتواند به بستری برای افزایش مشارکت عمومی در فرایند بازسازی تبدیل شود.
مشارکت مردم در تأمین منابع پروژهها، علاوه بر تجهیز سرمایه، میتواند حس مسئولیت اجتماعی و همبستگی عمومی را تقویت کند.
امکان سرمایهگذاری با مبالغ محدود نیز باعث میشود طیف گستردهتری از مردم در پروژههای بازسازی مشارکت داشته باشند و تأمین منابع فقط بر عهده دولت، بانکها یا سرمایهگذاران بزرگ نباشد.
الزامات توسعه بازار تأمین مالی جمعی
توسعه نقش کرادفاندینگ در تأمین مالی پروژههای بازسازی، نیازمند فراهم شدن مجموعهای از زیرساختهای قانونی، اجرایی و نظارتی است.
افزایش شفافیت عملکرد سکوها، انتشار کامل اطلاعات طرحها، نظارت مستمر بر مصرف منابع و هماهنگی میان سازمان بورس، فرابورس ایران و دستگاههای اجرایی، از مهمترین الزامات توسعه این بازار محسوب میشود.
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین پیشنهاد کرده است سقف ۱۰۰ میلیارد تومانی تأمین مالی هر طرح، متناسب با نرخ تورم تولیدکننده و شرایط اقتصادی کشور بازنگری شود.
طراحی پویشهای ملی و استانی برای معرفی پروژههای اولویتدار و استفاده از ظرفیت رسانهها برای اطلاعرسانی درباره طرحها نیز میتواند به افزایش مشارکت سرمایهگذاران کمک کند.
تأمین مالی جمعی نمیتواند جایگزین تمام روشهای تأمین مالی بازسازی شود، اما میتواند در تأمین منابع پروژههای کوچک و متوسط نقش مؤثری ایفا کند.
این ابزار با هدایت سرمایههای خرد ریالی و ارزی به سمت فعالیتهای مولد، میتواند بخشی از فشار مالی دولت و شبکه بانکی را کاهش دهد و از تأمین منابع از مسیرهای تورمزا جلوگیری کند.
بر همین اساس، مرکز پژوهشهای مجلس توسعه زیرساختهای حقوقی، نظارتی و اجرایی بازار تأمین مالی جمعی را یکی از اولویتهای سیاستگذاری اقتصادی برای دوران بازسازی پس از جنگ دانسته است.
