خرید مستقیم سهام و مشارکت در طرحهای تأمین مالی جمعی، هر دو امکان ورود سرمایهگذاران به فعالیتهای اقتصادی را فراهم میکنند؛ اما تفاوت در نقدشوندگی، دوره سرمایهگذاری، شیوه کسب بازده و نوع ریسک باعث میشود هیچیک از این دو روش برای همه افراد انتخاب یکسانی نباشد.
به گزارش کرادنیوز، بسیاری از سرمایهگذاران هنگام انتخاب میان بورس و کرادفاندینگ، بیش از هر عامل دیگری به نرخ بازده توجه میکنند؛ در حالی که سود پیشبینیشده تنها یکی از معیارهای تصمیمگیری است.
مدتزمان سرمایهگذاری، امکان دسترسی به منابع پیش از سررسید، میزان تحمل زیان، توانایی تحلیل اطلاعات و هدف فرد از سرمایهگذاری نیز باید پیش از ورود به هر یک از این بازارها بررسی شود.
کرادفاندینگ بخشی از بازار سرمایه است
تأمین مالی جمعی در ایران خارج از ساختار بازار سرمایه فعالیت نمیکند. طرحهای کرادفاندینگ از طریق عاملان و سکوهای دارای مجوز ارائه میشوند و مشارکت سرمایهگذاران نیز در قالب گواهی شراکت مربوط به یک طرح اقتصادی مشخص ثبت میشود.
در مقابل، منظور از سرمایهگذاری مستقیم در بورس، معمولاً خرید سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس یا فرابورس است.
بنابراین، مقایسه دقیقتر میان این دو روش، در واقع مقایسه «مشارکت در یک طرح تأمین مالی جمعی» با «خرید مستقیم سهام یک شرکت» است.
تفاوت اصلی بورس و کرادفاندینگ چیست؟
مهمترین تفاوت این دو روش به موضوع سرمایهگذاری بازمیگردد.
در بورس، فرد با خرید سهم، مالک بخش کوچکی از یک شرکت میشود. بازده این سرمایهگذاری ممکن است از افزایش قیمت سهم یا دریافت سود نقدی شرکت حاصل شود.
در تأمین مالی جمعی، سرمایهگذار منابع خود را در اختیار یک طرح مشخص قرار میدهد. این طرح ممکن است برای خرید مواد اولیه، تأمین سرمایه در گردش، تکمیل سفارش، توسعه بازار یا افزایش ظرفیت تولید تعریف شده باشد.
مشارکت در کرادفاندینگ معمولاً به همان طرح و دوره تعیینشده محدود است و لزوماً به معنای مالکیت سرمایهگذار بر بخشی از کل شرکت سرمایهپذیر نیست.
تفاوتهای اصلی کرادفاندینگ و خرید سهام
موضوع سرمایهگذاری:
در تأمین مالی جمعی، سرمایهگذار در یک طرح اقتصادی مشخص مشارکت میکند؛ اما در بورس، سهام یک شرکت را خریداری میکند.
نحوه کسب بازده:
بازده کرادفاندینگ از عملکرد همان طرح اقتصادی به دست میآید. در بورس، بازده میتواند از افزایش قیمت سهم یا دریافت سود نقدی شرکت حاصل شود.
مدت سرمایهگذاری:
طرحهای تأمین مالی جمعی معمولاً دوره و سررسید مشخصی دارند؛ اما در بورس، مدت نگهداری سهم به تصمیم سرمایهگذار بستگی دارد.
نقدشوندگی:
نقدشوندگی گواهیهای تأمین مالی جمعی معمولاً محدودتر است و سرمایهگذار ممکن است تا پایان دوره طرح به منابع خود دسترسی نداشته باشد. در بورس، امکان فروش سهام وجود دارد؛ هرچند میزان نقدشوندگی به شرایط سهم و بازار وابسته است.
نوسان روزانه:
در کرادفاندینگ معمولاً قیمت مشارکت بهصورت روزانه تغییر نمیکند؛ اما ارزش سهام در بورس همزمان با معاملات بازار افزایش یا کاهش مییابد.
نوع بازده:
در تأمین مالی جمعی، بازده معمولاً بهصورت پیشبینیشده اعلام میشود و به عملکرد واقعی طرح وابسته است. در بورس، میزان بازده از ابتدا مشخص نیست و تحتتأثیر قیمت سهم و عملکرد شرکت قرار دارد.
موضوع تحلیل:
در کرادفاندینگ باید طرح، شرکت سرمایهپذیر، تضامین، نحوه مصرف منابع و جریان مالی بررسی شود. در بورس، تحلیل شرکت، صنعت، صورتهای مالی، قیمت سهم و شرایط بازار اهمیت دارد.
روش خروج از سرمایهگذاری:
خروج از طرحهای تأمین مالی جمعی معمولاً در پایان دوره یا بر اساس شرایط اعلامشده طرح انجام میشود. در بورس، سرمایهگذار میتواند سهم خود را در بازار بفروشد.
مهمترین ریسک:
در کرادفاندینگ، تأخیر در پرداخت، نکول یا شکست طرح از مهمترین ریسکهاست. در بورس، افت قیمت سهم، کاهش سودآوری شرکت و شرایط نامناسب بازار میتواند باعث زیان شود.
بازده کرادفاندینگ چگونه محاسبه میشود؟
در طرحهای تأمین مالی جمعی، مدت اجرای طرح، مبلغ موردنیاز و سود پیشبینیشده پیش از آغاز جذب سرمایه اعلام میشود.
سرمایهگذار با بررسی اطلاعات منتشرشده، تصمیم میگیرد در تأمین منابع طرح مشارکت کند. با این حال، باید میان سود پیشبینیشده و سود قطعی تفاوت قائل شد.
اگر عملکرد واقعی طرح با پیشبینیهای اولیه مطابقت نداشته باشد، میزان بازده یا زمان پرداخت آن ممکن است تغییر کند. افزایش هزینه مواد اولیه، کاهش فروش، مشکلات اجرایی یا ضعف مدیریت از جمله عواملی هستند که میتوانند نتیجه نهایی طرح را تحتتأثیر قرار دهند.
وجود تضامین و نظارت نهادهای مالی میتواند بخشی از ریسک را کنترل کند، اما بهتنهایی موفقیت اقتصادی طرح یا پرداخت بدون تأخیر اصل سرمایه و سود را تضمین نمیکند.
بازده سرمایهگذاری در بورس از کجا به دست میآید؟
سرمایهگذاران بازار سهام معمولاً از دو مسیر بازده کسب میکنند؛ افزایش قیمت سهم و دریافت سود نقدی شرکت.
برخلاف طرحهای تأمین مالی جمعی، نرخ مشخصی برای بازده سهام در ابتدای سرمایهگذاری تعیین نمیشود. قیمت سهم میتواند تحتتأثیر عملکرد شرکت، وضعیت صنعت، نرخ ارز، تورم، سیاستهای اقتصادی، تحولات سیاسی و رفتار معاملهگران افزایش یا کاهش پیدا کند.
به همین دلیل، بورس میتواند ظرفیت کسب بازده بالاتری داشته باشد، اما در مقابل، سرمایهگذار ممکن است با کاهش ارزش دارایی و زیان نیز مواجه شود.
کدام روش نوسان بیشتری دارد؟
در بورس، ارزش سرمایه همزمان با معاملات بازار تغییر میکند. سرمایهگذار ممکن است در یک بازه کوتاه، افزایش یا کاهش قابلتوجهی را در ارزش سهام خود مشاهده کند.
در کرادفاندینگ، گواهی شراکت معمولاً مانند سهام بهصورت روزانه روی تابلو معامله نمیشود. به همین دلیل، سرمایهگذار با نوسان لحظهای قیمت مواجه نیست.
با این حال، نبود قیمت روزانه به معنای نبود ریسک نیست. ریسک تأمین مالی جمعی بیشتر در عملکرد واقعی طرح، توان بازپرداخت سرمایهپذیر و اجرای صحیح برنامه مالی آن نمایان میشود.
در بورس، ریسک در قالب تغییرات آشکار قیمت مشاهده میشود؛ اما در کرادفاندینگ ممکن است بخشی از ریسک تا زمان انتشار گزارشهای عملکرد یا فرا رسیدن سررسید طرح آشکار نشود.
نقدشوندگی؛ برتری مهم بورس
نقدشوندگی به امکان تبدیل یک دارایی به پول نقد در مدت کوتاه و بدون تحمل زیان قابلتوجه گفته میشود.
بازار سهام با هدف خریدوفروش اوراق بهادار شکل گرفته است و سرمایهگذار در صورت وجود خریدار میتواند سهام خود را بفروشد. البته نقدشوندگی همه نمادها یکسان نیست و در برخی شرایط، فروش سهم ممکن است دشوار یا زمانبر شود.
در تأمین مالی جمعی، سرمایهگذار باید پیش از مشارکت فرض را بر این بگذارد که ممکن است تا پایان دوره طرح به منابع خود دسترسی نداشته باشد.
شرایط انتقال گواهی شراکت، خروج پیش از موعد و بازپرداخت اصل سرمایه در هر طرح متفاوت است و باید پیش از سرمایهگذاری بهطور دقیق بررسی شود.
بر این اساس، افرادی که احتمال میدهند در کوتاهمدت به پول خود نیاز پیدا کنند، باید در اختصاص بخش بزرگی از دارایی خود به طرحهای کمنقدشونده احتیاط بیشتری داشته باشند.
تفاوت در افق زمانی سرمایهگذاری
طرحهای تأمین مالی جمعی معمولاً دارای تاریخ شروع، دوره اجرا و سررسید مشخص هستند. سرمایهگذار از ابتدا میداند که منابع او برای چه مدتی در طرح باقی خواهد ماند.
در بازار سهام، مدت سرمایهگذاری از پیش تعیین نمیشود. فرد میتواند سهم خود را برای چند روز، چند ماه یا چند سال نگهداری کند.
البته امکان فروش سریع سهام به این معنا نیست که معاملات کوتاهمدت برای همه سرمایهگذاران مناسب است. تصمیمگیری هیجانی و تمرکز بیش از اندازه بر نوسانهای روزانه میتواند ریسک سرمایهگذاری مستقیم را افزایش دهد.
در طرحهای کرادفاندینگ چه مواردی باید بررسی شود؟
سرمایهگذار پیش از مشارکت در یک طرح تأمین مالی جمعی باید اطلاعات آن را فراتر از نرخ سود پیشبینیشده بررسی کند.
سابقه و اعتبار شرکت سرمایهپذیر، هدف جذب سرمایه، نحوه مصرف منابع، دوره اجرای طرح، پیشبینی درآمد و هزینه، برنامه بازپرداخت، تضامین و وثایق، گزارش ارزیابی عامل و ریسکهای عملیاتی و مالی از مهمترین مواردی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
سابقه سکوی تأمین مالی جمعی و میزان موفقیت طرحهای قبلی آن نیز میتواند اطلاعات مهمی درباره کیفیت ارزیابی و نظارت در اختیار سرمایهگذار قرار دهد.
وجود ضمانتنامه نباید جایگزین تحلیل طرح شود. نوع ضمانت، اعتبار ضامن، شرایط استفاده از آن و میزان پوشش اصل سرمایه یا سود باید بهصورت جداگانه بررسی شود.
سرمایهگذار بورسی چه اطلاعاتی را باید تحلیل کند؟
در خرید مستقیم سهام، دامنه تحلیل گستردهتر است. سرمایهگذار باید وضعیت شرکت، صنعت و شرایط کلی بازار را همزمان در نظر بگیرد.
صورتهای مالی، میزان فروش، روند سودآوری، بدهیها، جریان نقدی، کیفیت مدیریت، وضعیت صنعت، ارزشگذاری سهم و میزان نقدشوندگی از جمله مهمترین عوامل در بررسی یک شرکت بورسی هستند.
متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز، تورم، نرخ بهره، بودجه دولت و تصمیمهای سیاسی نیز میتوانند بر قیمت سهام اثر بگذارند.
به همین دلیل، خرید مستقیم سهام برای افرادی که دانش یا زمان کافی برای تحلیل ندارند، ممکن است انتخاب دشوارتری باشد. این گروه میتوانند در کنار کرادفاندینگ، روشهای غیرمستقیم مانند صندوقهای سرمایهگذاری را نیز بررسی کنند.
تنوعبخشی در کدام روش سادهتر است؟
در بورس، سرمایهگذار میتواند سهام شرکتهای مختلف را از صنایع گوناگون خریداری کند و ترکیب سبد خود را متناسب با شرایط بازار تغییر دهد.
این ویژگی امکان تنوعبخشی بیشتری را فراهم میکند؛ هرچند خرید تعداد زیادی سهم بدون بررسی دقیق، لزوماً به معنای کاهش ریسک نیست.
در تأمین مالی جمعی نیز میتوان منابع را میان چند طرح، صنعت، سکو و سررسید مختلف تقسیم کرد. با این حال، به دلیل محدودیت نقدشوندگی و دوره مشخص طرحها، تشکیل سبد متنوع در کرادفاندینگ به برنامهریزی بیشتری نیاز دارد.
در هر دو روش، اختصاص تمام سرمایه به یک سهم یا یک طرح، میتواند شدت زیان احتمالی را افزایش دهد.
کرادفاندینگ برای چه سرمایهگذارانی مناسبتر است؟
تأمین مالی جمعی میتواند برای افرادی مناسبتر باشد که ترجیح میدهند در یک طرح اقتصادی مشخص مشارکت کنند و قادرند سرمایه خود را تا پایان دوره طرح نگه دارند.
این روش بیشتر مورد توجه افرادی قرار میگیرد که بهدنبال بازده پیشبینیشده هستند، تمایلی به معامله روزانه ندارند و میتوانند اطلاعات مربوط به طرح، تضامین و سابقه سرمایهپذیر را بررسی کنند.
سرمایهگذار کرادفاندینگ باید احتمال تأخیر، کاهش بازده یا عملکرد ضعیف طرح را نیز بپذیرد و از متمرکزکردن تمام منابع خود در یک طرح خودداری کند.
خرید مستقیم سهام برای چه کسانی مناسبتر است؟
بورس میتواند برای افرادی مناسبتر باشد که توانایی تحلیل شرکتها و شرایط بازار را دارند، نوسان روزانه قیمت را میپذیرند و نقدشوندگی برای آنها اهمیت بیشتری دارد.
سرمایهگذاری مستقیم در سهام همچنین برای افرادی مناسب است که افق زمانی منعطفتری دارند و میتوانند از تصمیمگیری هیجانی در دورههای صعود یا افت بازار خودداری کنند.
این گروه ممکن است با هدف مشارکت بلندمدت در رشد شرکتها، دریافت سود نقدی یا کسب بازده از افزایش قیمت سهام وارد بازار شوند.
آیا میتوان همزمان در بورس و کرادفاندینگ سرمایهگذاری کرد؟
انتخاب میان بورس و تأمین مالی جمعی الزاماً یک تصمیم صفر و یک نیست.
سرمایهگذار میتواند براساس اهداف مالی، افق زمانی و میزان ریسکپذیری خود، بخشی از منابع را به سهام، بخشی را به طرحهای تأمین مالی جمعی و بخش دیگری را به ابزارهای کمریسکتر اختصاص دهد.
منابعی که ممکن است در کوتاهمدت موردنیاز باشند، نباید بدون برنامه در طرحهای بلندمدت و کمنقدشونده قرار گیرند. همچنین استفاده از پول موردنیاز برای هزینههای ضروری زندگی در معاملات پرریسک بورس، میتواند فشار مالی سرمایهگذار را افزایش دهد.
کرادفاندینگ بهتر است یا بورس؟
هیچیک از این دو روش در تمام شرایط بر دیگری برتری ندارد.
کرادفاندینگ معمولاً برای سرمایهگذارانی مناسبتر است که میخواهند در یک طرح مشخص با دوره زمانی معلوم مشارکت کنند و امکان نگهداری سرمایه تا پایان دوره را دارند.
خرید مستقیم سهام نیز بیشتر برای افرادی مناسب است که نقدشوندگی، امکان معامله و مشارکت در رشد بلندمدت شرکتها برای آنها اهمیت دارد و میتوانند نوسان قیمت را تحمل کنند.
پیش از انتخاب هر یک از این دو روش، سرمایهگذار باید مشخص کند چه زمانی به منابع خود نیاز خواهد داشت، چه میزان زیان یا تأخیر را میتواند تحمل کند، آیا توانایی تحلیل اطلاعات را دارد و قصد دارد چه سهمی از کل دارایی خود را وارد این بازار کند.
مقایسه صرف نرخ بازده، تصویر کاملی از یک سرمایهگذاری ارائه نمیدهد. نقدشوندگی، مدت سرمایهگذاری، نوع ریسک و کیفیت اطلاعات، به اندازه سود احتمالی در انتخاب میان بورس و کرادفاندینگ اهمیت دارند.
