تا چند سال قبل، وقتی صحبت از تشکیل سبد دارایی میشد، گزینهها تقریباً مشخص بودند؛ بخشی از سرمایه در طلا و سکه، بخشی در بورس، بخشی در بانک یا صندوقهای درآمد ثابت و در سبدهای بزرگتر، سهمی نیز برای مسکن و ارز در نظر گرفته میشد.
هدف از این ترکیب، تقسیم سرمایه میان داراییهایی با ویژگیهای متفاوت بود؛ طلا برای حفظ ارزش پول، بورس برای بهرهمندی از رشد شرکتها، صندوقهای درآمد ثابت برای ایجاد ثبات و جریان درآمد و سپرده بانکی برای نگهداری بخش کمریسک سرمایه.
اکنون تأمین مالی جمعی نیز بهتدریج به این ترکیب اضافه شده است؛ ابزاری که به سرمایهگذار اجازه میدهد بخشی از منابع خود را مستقیماً در اختیار یک فعالیت اقتصادی مشخص قرار دهد و در بازده پیشبینیشده آن مشارکت کند.
چرا تأمین مالی جمعی وارد سبد داراییها شده است؟
مهمترین ویژگی تأمین مالی جمعی، تفاوت ماهیت آن با بازارهای سنتی است. بازده طلا و ارز عمدتاً از افزایش قیمت دارایی حاصل میشود و بازده بورس نیز به تغییر قیمت سهام، سودآوری شرکتها و شرایط کلی بازار وابسته است.
اما در تأمین مالی جمعی، سرمایهگذار در یک طرح مشخص با موضوع، مبلغ، مدت، نحوه پرداخت سود و ساختار تضامین از پیش اعلامشده مشارکت میکند. همین ساختار باعث شده است این ابزار، بهعنوان یکی از گزینههای سرمایهگذاری جایگزین مورد توجه قرار گیرد.
- بازده پیشبینیشده و دوره مشخص
در بیشتر طرحهای تأمین مالی جمعی، مدت مشارکت، نرخ بازده پیشبینیشده و زمانبندی پرداخت سود از ابتدا مشخص است. سرمایهگذار میداند منابع او برای چه مدتی در طرح باقی میماند و پرداختها با چه برنامهای انجام خواهد شد.
این ویژگی برای افرادی اهمیت دارد که میخواهند بخشی از سبد خود را به گزینهای با افق زمانی و جریان پرداخت مشخص اختصاص دهند.
- امکان تنوعبخشی فراتر از بازارهای سنتی
یکی از اصول مدیریت سرمایه، قرار ندادن تمام منابع در یک بازار است. اضافهشدن تأمین مالی جمعی به سبد دارایی، امکان توزیع سرمایه میان ابزارهایی با ماهیت متفاوت را فراهم میکند.
سرمایهگذار میتواند علاوه بر تقسیم دارایی میان طلا، سهام و صندوقهای درآمد ثابت، بخشی از سرمایه خود را نیز میان چند طرح تأمین مالی جمعی از صنایع مختلف، با دورههای زمانی و تضامین متفاوت توزیع کند.
- ارتباط مستقیمتر سرمایه با اقتصاد واقعی
در خرید طلا یا ارز، افزایش ارزش دارایی مهمترین هدف سرمایهگذار است. اما منابع جذبشده از طریق تأمین مالی جمعی معمولاً برای سرمایه در گردش، افزایش تولید، خرید مواد اولیه، اجرای قراردادها یا توسعه فعالیت شرکتها مصرف میشود.
در نتیجه، سرمایهگذار علاوه بر انتظار کسب بازده، میتواند ببیند منابع او در چه شرکت، صنعت و فعالیت اقتصادی به کار گرفته میشود.
- امکان شروع با سرمایههای کوچکتر
ورود به برخی بازارها به سرمایه قابلتوجهی نیاز دارد، اما مشارکت در طرحهای تأمین مالی جمعی با مبالغ محدودتر نیز امکانپذیر است. این ویژگی به سرمایهگذار اجازه میدهد بهجای متمرکز کردن منابع در یک طرح، سرمایه خود را میان چند فرصت متفاوت تقسیم کند.
- تنوع در انتخاب طرحها
طرحهای تأمین مالی جمعی تنها از نظر نرخ بازده با یکدیگر تفاوت ندارند. صنعت محل فعالیت، سابقه شرکت، هدف تأمین مالی، دوره مشارکت، نحوه پرداخت سود، نوع تضامین و وضعیت مالی متقاضی از جمله عواملی هستند که هر طرح را به یک فرصت متفاوت تبدیل میکنند.
به همین دلیل، سرمایهگذاری در این بازار صرفاً انتخاب بالاترین نرخ نیست؛ بلکه به مقایسه مجموعهای از عوامل و سنجش تناسب هر طرح با سطح ریسکپذیری سرمایهگذار نیاز دارد.
یک عضو جدید، نه جایگزین تمام بازارها
ورود تأمین مالی جمعی به سبد دارایی به این معنا نیست که این ابزار باید جای طلا، بورس، سپرده بانکی یا صندوقهای درآمد ثابت را بگیرد. هرکدام از این گزینهها نقش متفاوتی در مدیریت دارایی دارند.
طلا میتواند نقش پوشش ریسک تورم و نوسانهای اقتصادی را ایفا کند. صندوق درآمد ثابت برای بخش کمنوسان و نقدشونده سبد مناسب است. بورس امکان مشارکت در رشد بلندمدت شرکتها را فراهم میکند و تأمین مالی جمعی میتواند بخش دارای سررسید و بازده پیشبینیشده سبد را تکمیل کند.
البته این بازده بالاتر بدون ریسک نیست. مشارکت در طرحهای تأمین مالی جمعی با ریسک اعتباری متقاضی، ریسک اجرای طرح و محدودیت نقدشوندگی تا پایان دوره همراه است. بازده اعلامشده نیز «پیشبینیشده» است و نباید بدون بررسی قرارداد و تضامین، قطعی یا تضمینشده تلقی شود.
ترکیب جدید سبد دارایی
سبد دارایی سرمایهگذار امروز میتواند متنوعتر از گذشته باشد. در کنار بازارهای شناختهشده، تأمین مالی جمعی نیز به گزینهای قابل بررسی برای تخصیص بخشی از سرمایه تبدیل شده است؛ بخشی که اندازه آن باید متناسب با اهداف مالی، افق زمانی، نیاز به نقدشوندگی و میزان ریسکپذیری هر فرد تعیین شود.
تأمین مالی جمعی زمانی میتواند نقش مؤثری در سبد دارایی داشته باشد که سرمایهگذار بهجای تمرکز صرف بر نرخ بازده، شرکت متقاضی، موضوع طرح، ساختار تضامین، شیوه پرداخت سود، سررسید و ریسکهای اعلامشده را نیز بررسی کند.
شاید در گذشته ترکیب دارایی به طلا، بورس، بانک و صندوقهای سرمایهگذاری محدود میشد؛ اما امروز یک گزینه جدید نیز به این فهرست اضافه شده است: مشارکت مستقیمتر در تأمین مالی کسبوکارها، از مسیر سکوهای تأمین مالی جمعی.
نویسنده: مسعود قربانی آبادی: کارشناس تامین مالی جمعی
