ارزش تأمین مالی زنجیرهای در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ با جهشی نزدیک به ۱۴ برابر، به حدود ۱۱۸ هزار میلیارد تومان رسید؛ افزایشی کمسابقه که عمدتاً از رشد انتشار اوراق گام و برات الکترونیکی ناشی شده است، اما هنوز مشخص نیست این حجم از اعتبار تا چه اندازه به افزایش تولید، حفظ اشتغال و تأمین سرمایه در گردش بنگاهها منجر شده است.
به گزارش کرادنیوز، حجم تأمین مالی انجامشده از طریق ابزارهای زنجیرهای در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۱۸ هزار میلیارد تومان رسیده است؛ در حالی که این رقم در مدت مشابه سال گذشته تنها ۸.۴۴ هزار میلیارد تومان بود.
بررسی آمارها نشان میدهد بخش عمده این رشد از محل افزایش انتشار اوراق گام و برات الکترونیکی زنجیره تأمین حاصل شده است. در این مدت، ارزش اوراق گام منتشرشده به ۳۲.۸ هزار میلیارد تومان و ارزش برات الکترونیکی به ۷۴.۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.
همچنین ارزش خرید کالا توسط خانوارها از طریق کارت رفاهی متصل به اوراق گام در یکی از بانکها، ۸.۳ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
مجموع این سه رقم به حدود ۱۱۵.۷ هزار میلیارد تومان میرسد. بر این اساس، به نظر میرسد حدود ۲.۳ هزار میلیارد تومان از رقم کل تأمین مالی زنجیرهای به ابزارهایی مانند فاکتورینگ اختصاص داشته باشد؛ هرچند تعیین دقیق این سهم به انتشار جزئیات آماری و مشخص شدن احتمال همپوشانی میان ارقام نیاز دارد.
رشد اعتبار در میانه تشدید کمبود نقدینگی
گسترش استفاده از ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای در شرایطی رخ داده است که بسیاری از بنگاههای اقتصادی برای تأمین سرمایه در گردش، خرید مواد اولیه و پرداخت هزینههای جاری با محدودیت منابع مواجهاند.
افزایش نرخ ارز، رشد قیمت مواد اولیه، تورم تولید و محدودیت منابع بانکی، نیاز شرکتها به اعتبارهای غیرنقدی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، ابزارهای زنجیرهای این امکان را فراهم میکنند که بنگاهها بدون دریافت مستقیم وجه نقد، خریدهای مورد نیاز خود را انجام دهند.
با این حال، رشد ارزش اوراق و اعتبارهای صادرشده بهتنهایی نمیتواند نشانهای قطعی از افزایش تولید باشد. برای ارزیابی اثر واقعی این سیاست باید مشخص شود چه میزان از اعتبارهای ایجادشده به خرید مواد اولیه، افزایش ظرفیت تولید، حفظ اشتغال یا رشد فروش بنگاهها منجر شده است.
انتشار اوراق گام ۵.۵ برابر شد
اوراق گام یکی از ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید است که در آن بانک بهجای پرداخت مستقیم تسهیلات نقدی، اعتباری قابل انتقال در اختیار بنگاه قرار میدهد.
بنگاه دریافتکننده میتواند از این اعتبار برای خرید مواد اولیه یا پرداخت بدهی خود به تأمینکنندگان استفاده کند و اوراق نیز در طول زنجیره تولید و توزیع میان فعالان اقتصادی منتقل شود.
در چهار ماه نخست سال جاری، ۱۵ بانک در مجموع ۳۲.۸ هزار میلیارد تومان اوراق گام منتشر کردهاند. این رقم در مدت مشابه سال گذشته حدود ۶ هزار میلیارد تومان بود.
بر این اساس، ارزش انتشار اوراق گام در این بازه زمانی حدود ۵.۵ برابر شده و رشدی نزدیک به ۴۵۵ درصد را ثبت کرده است.
برات الکترونیکی در صدر ابزارهای زنجیرهای
برات الکترونیکی بیشترین سهم را از تأمین مالی زنجیرهای چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ به خود اختصاص داده است.
ارزش براتهای الکترونیکی منتشرشده توسط ۱۳ بانک در این مدت به ۷۴.۶ هزار میلیارد تومان رسیده که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، رشدی نزدیک به ۳۰ برابر را نشان میدهد.
برات الکترونیکی نوعی تعهد پرداخت دیجیتال است که به خریدار اجازه میدهد بهجای پرداخت فوری وجه، بدهی خود را در قالب یک سند الکترونیکی ثبت کند. فروشنده نیز میتواند این اعتبار را در ادامه زنجیره مورد استفاده قرار دهد یا پیش از سررسید، آن را به منابع نقدی تبدیل کند.
رشد این ابزار از یکسو میتواند نشاندهنده افزایش آشنایی بانکها و بنگاهها با روشهای جدید تأمین مالی باشد و از سوی دیگر، ممکن است بازتابی از دشوارتر شدن دسترسی شرکتها به تسهیلات نقدی باشد.

اعتبار زنجیرهای چگونه عمل میکند؟
در روش سنتی تأمین مالی، بانک منابع نقدی را در اختیار متقاضی قرار میدهد و نظارت بر محل مصرف تسهیلات همواره آسان نیست.
در تأمین مالی زنجیرهای، اعتبار معمولاً برای خرید مشخصی مانند مواد اولیه، کالا یا خدمات ایجاد میشود و میان حلقههای مختلف زنجیره گردش میکند.
برای مثال، یک تولیدکننده میتواند مواد اولیه مورد نیاز خود را بدون پرداخت فوری وجه خریداری کند. تأمینکننده نیز در مقابل، اوراق گام یا برات الکترونیکی دریافت میکند و میتواند از آن برای پرداخت بدهی خود به یک بنگاه دیگر استفاده کند.
در نتیجه، بخشی از مبادلات اقتصادی بدون نیاز به جابهجایی فوری پول انجام میشود و فشار ناشی از کمبود نقدینگی کاهش مییابد.
این سازوکار همچنین میتواند منابع بانکی را به معاملات و فعالیتهای مشخصتری هدایت کند، اما قادر نیست بهتنهایی تمام مشکلات بنگاههای تولیدی را برطرف کند.
اگر یک شرکت با کاهش فروش، افزایش شدید هزینهها یا بدهیهای انباشته مواجه باشد، دریافت اعتبار جدید ممکن است تنها زمان بروز مشکل نقدینگی را به تعویق بیندازد.
کارت رفاهی؛ پیوند اعتبار مصرفکننده و تولیدکننده
کارت رفاهی متصل به اوراق گام، یکی دیگر از ابزارهایی است که در چارچوب تأمین مالی زنجیرهای مورد استفاده قرار گرفته است.
این کارت به خانوارها امکان میدهد کالاهای مشخصی را بهصورت اعتباری خریداری کنند و اعتبار ایجادشده نیز در زنجیره تولید و توزیع به گردش درآید.
با این حال، موفقیت این ابزار به عواملی مانند توان بازپرداخت خانوارها، نرخ و شرایط اعتبار، نوع کالاهای مشمول و تعداد فروشگاههای پذیرنده بستگی دارد.
در صورتی که اعتبار مصرفی بدون افزایش متناسب عرضه کالا در اختیار خانوارها قرار گیرد، ممکن است بخشی از اثر آن به رشد قیمتها منتقل شود.
از این رو، برای ارزیابی دقیق عملکرد کارتهای رفاهی، انتشار اطلاعاتی درباره تعداد استفادهکنندگان، میزان بازپرداخت اقساط، حجم فروش ایجادشده و اثر آن بر تولید بنگاهها ضروری است.
فاکتورینگ؛ حلقه کمرنگ تأمین مالی زنجیرهای
فاکتورینگ یا تأمین مالی مبتنی بر مطالبات، روشی است که به بنگاه اجازه میدهد مطالبات خود از مشتریان را پیش از سررسید واگذار کند و زودتر به منابع مالی دسترسی داشته باشد.
این ابزار برای شرکتهایی اهمیت دارد که محصولات یا خدمات خود را بهصورت اعتباری میفروشند، اما وصول مطالبات آنها چند ماه زمان میبرد.
با وجود ظرفیت بالای فاکتورینگ برای تأمین سرمایه در گردش، سهم این ابزار از تأمین مالی زنجیرهای همچنان محدود ارزیابی میشود.
ناآشنایی بنگاهها، پیچیدگی قراردادها، دشواری اعتبارسنجی بدهکاران، نگرانی از وصول نشدن مطالبات و ابهامهای حقوقی انتقال طلب، از مهمترین موانع توسعه این ابزار به شمار میروند.
رشد آماری، بدون تضمین رشد تولید
افزایش نزدیک به ۱۴ برابری تأمین مالی زنجیرهای، از گسترش استفاده از ابزارهایی مانند اوراق گام، برات الکترونیکی و کارت رفاهی حکایت دارد.
این ابزارها میتوانند بخشی از فشار مالی بنگاهها را کاهش دهند و امکان خرید مواد اولیه و انجام معاملات بدون پرداخت فوری وجه را فراهم کنند.
با این حال، افزایش حجم اعتبار بهتنهایی برای قضاوت درباره موفقیت سیاست تأمین مالی زنجیرهای کافی نیست.
برای سنجش اثربخشی این ابزارها باید مشخص شود چه میزان از اوراق منتشرشده در معاملات واقعی مورد استفاده قرار گرفته، چه مقدار از آنها پیش از سررسید نقد شده و چه سهمی از اعتبارها به افزایش تولید، فروش یا حفظ اشتغال منجر شده است.
انتشار اطلاعات مربوط به سررسید اوراق، میزان بازپرداخت، موارد نکول، نرخ تنزیل و سهم بخشهای مختلف اقتصادی از منابع تأمینشده نیز میتواند تصویر روشنتری از عملکرد این ابزارها ارائه دهد.
تأمین مالی زنجیرهای میتواند مکمل تسهیلات بانکی و ابزاری مؤثر برای هدایت اعتبار به بخش تولید باشد، اما جایگزین اصلاحات اساسی در نظام بانکی، کنترل تورم و بهبود محیط کسبوکار نیست.
افزایش انتشار اوراق گام و برات الکترونیکی را میتوان تحولی مهم در شیوه تأمین مالی بنگاهها دانست، اما قضاوت نهایی درباره موفقیت آن زمانی امکانپذیر است که اثر واقعی این اعتبارها بر تولید، اشتغال، فروش و قیمت کالاها بهصورت شفاف قابل اندازهگیری باشد.
